محبس خویش تن منم از این حسار خسته ام من همه تن ان الحقم کجاست دار خسته ام در همه جای این زمین هم نفسم کسی نبود زمین دیار غربت است از این دیار خسته ام کشیده سر نوشت من, به دفتر خط عزا از ان که اونوشت, به یادگار خسته ام به گرد خویش گشته ام سوار این چرخ فلک بس است تکرار , تکرار ملال , زروز گار خسته ام دلم نمی شود چرا ؟چه شوق این همه صدا من از عذاب کوه بغض, یه کوله بار خسته ام همیشه من دویده ام ,به سوی مسلخ غبار از ان که گم نمی شوم, در این غبار خسته ام دلم تمام می شود, سلسه ای روبه زوال من از تبار حسرتم , که از تبار خسته ام قمار بی برندهای است, قمار تلخ زندگی چه برده چه باخته, از این قمار خسته ام شهادت استاد چتر بازی اتو ماتیک , بار ریزی و سقوط ازاد استاد جابر انصاری را به خانواده گرام ایشان ودوستان اشنایان تسلیت عرض می نمایم
+
نوشته شده در 23 Dec 2006ساعت 7 PM توسط ضلمت
|
